
شب قدر است و طی شد نامه هجر / سلام فیه حتی مطلع الفجر . . .
التماس دعا
.
.
.
ای همه افلاکیان فرمان برت / ای دو صد خورشید عبد قنبرت
ای تو لبیک دعای مصطفی / یا امیرالمؤمنین یا مرتضی . . .
در این شبها از شما التماس دعا دارم
.
.
.
در بیت خدا شیر خدا را کشتند / داماد نبی امام ما را کشتند
یارب چه گنه داشت که در وقت سحر / آیینه روشن دعا را کشتند
.
.
.
بنال ای دل ،دل عالم غمین است / شب قتل امیر المومنین است
پیمبر میزند بر سینه گویا / در این غم نوحه خوان روح الامین است . . .
.
.
.
ای خدا ای فاتح هر مشکلم / وی همه آرامش جان و دلم
بشنو از دل راز یک بی آبرو / ده مجال گفتگویم ، گفتگو
در شب احیا به تو رو کرده ام / خویش را با توبه همسو کرده ام . . .
ادامه در لینک زیر
.
.
.
هر که گیرد آینه در پیش رو / کرده های خویش بیند مو به مو
خویش را بیند که خود با خود چه کرد / تا بداند سخت باید توبه کرد . . .
التماس دعا
.
.
.
اگر سربشکند جا دارد امشب / ندانم سر چه سودا دارد امشب
غریب یثرب و مظلوم کوفه / هوای کوی زهرا دارد امشب . . .
.
.
.
طبیبا کودکان چشم انتظارند / بجز بابای ما بابا ندارد
تکلم کن ز بیمارت سخن گوی / ولی آهسته در گوش حسن گوی . . .
.
.
.
پیامبر(ص):
«هر کس شب قدر را بیدار بماند گناهانش آمرزیده میشود
حتی اگر تعداد آنها به تعداد ستارگان آسمان و به سنگینی کوهها باشد…»
.
.
.
پیامبر اکرم(ص):
«هر کس شب قدر را احیا بدارد تا سال بعدی عذاب از او برداشته میشود»
.
.
.
پیامبر اکرم(ص):
«هرکس شب قدر را با ایمان و محاسبه بیدار ماند
تمام گناهان گذشته و آیندهاش بخشیده میشود»
.
.
.
امام صادق(ع):«قلب ماه رمضان شب قدر است»
.
.
.
امام صادق(ع):
«حضرت درباره شب قدر فرمود:شب فاطمه است و قدر خداوند است
پس هر کس حق شناخت فاطمه را به جا آورد ، شب قدر را درک کرده است»
.
.
.
امام صادق(ع):«تقدیرات در شب نوزدهم است و حتمی شدن آن در
شب بیست و یکم و امضای آن در شب بیست و سوم»
.
.
.
در آخر یک شعر زیبا در مورد شب قدر
بگذار تا بمیرم در این شب الهی / ورنه دوباره آرم رو روی روسیاهی
چون رو کنم به توبه، سازم نوا و ندبه / چندان که باز گردم گیرم ره تباهی
چون رو کنم به احیاء، دل زنده گردم اما / دل مرده میشوم باز با غمزه گناهی
گرچه به ماه غفران بسته است دست شیطان / بدتر بود ز ابلیس این نفس گاه گاهی
ای کاش تا توانم بر عهد خود بمانم / شرمنده ام ز مهدی وز درگهت الهی
تا در کفت اسیرم قرآن به سر بگیرم / چون بگذرم ز قرآن اُفتم به کوره راهی
من بندگی نکردم با خویش خدعه کردم / ترسم که عاقبت هم اُفتم به قعر چاهی
با اینکه بد سرشتم با توست سرنوشتم / دانم که در به رویم وا میکنی به آهی
ای نازنین نگارا تغییر ده قضا را / گر تو نمی پسندی تقدیر کن نگاهی
دل را تو می کشانی بر عرش می کشانی / بال ملک کنی پهن از مهر روسیاهی
دل را بخر چنان حُر تا آیم از میان بُر / بی عجب و بی تکبّر از راه خیمه گاهی
امشب به عشق حیدر ما را ببخش یکسر / جان حسین و زینب بر ما بده پناهی
آخر به بیت زینب بیمار دارم امشب / از ما مگیر او را جان حسن الهی
در این شب جدایی در کوی آشنایی / هستم چنان گدایی در کوی پادشاهی
نظرات شما عزیزان: